www.CSTCblog.blogfa.com |























نمیدانم ایمیلی که این روزها به شدت در حال فوروارد شدن است را دیدهاید یا خیر. برای من که چندین بار آمده است. همان که جنگلهای عباسآباد را نشان میدهد؛ در حالی که خودرو شهرداری دارد زباله هایش را پای درختان خالی می کند. و چند تصویر از درختان آن محدوده گذاشته است که به خاطر نفوذ شیرابه های زباله ها، همه شان خشک شده اند.

بله؛ صحنه بسیار دردناکی است که دل هر دوستدار طبیعتی را میرنجاند. این صحنه را در نزدیکی خودمان، و در جنگلهای الیمالات (نور) هم شاهد بودیم. دوستان هم خیلی پیگیر این مسئله بودند. حتی خبر به کارگروههای محیط زیست تهران رسید و آنها هم برای رسیدگی به مسئله، تمایل نشان دادند. در اینکه مسئلهای به نام بحران محیط زیست برای مسئولین ما در اولویت قرار ندارد؛ و در اینکه ارزیابی تاثیرات برنامهها، طرحها و پروژهها بر محیط زیست هیچ جایگاهی ندارد؛ و در اینکه محیط زیست همیشه اولین قربانی اینگونه طرحهاست، هیچ جای تردیدی نیست. اما سخنم در اینجا با مسئولین نیست. آنها آن بالا نشستهاند و صدای ما را نمیشنوند. سخنم با خودمان است. همین «ما»ئی که تا اینگونه کارها را از مسئولین میبینیم، صدایمان گوش فلک را پاره میکند که «های!!! ببینید که ما چه مسئولین بیتدبیری داریم. ببینید با جنگلهای ما چه کردند. ببینید نفت توی دریایمان نشت کرد. ببینید رودخانهمان را خشک کردند. ببینید دریاچهمان را آلودند. ببینید...». اما خودمان را نمیبینیم. آیا مسئولین ما هستند که بطری آب معدنی، نوشابه، پوسته کیک و بیسکویت، جلد سیگار، نایلون، لباسهای زیر !، لاستیک خودرو، و صدها قطعه تجزیهناپذیر یا دیر تجزیهپذیر دیگر را در ساحل، جنگل، کوه، دامان طبیعت و... رها میکنند؟ برخیها غر میزنند که «اگر سطل زباله به تعداد کافی وجود داشته باشد، کسی زباله در طبیعت نمیریزد». در پاسخ به این دسته از دوستان باید یادآور شد که طبیعت، همانطور که از نامش پیداست، طبیعی است و این ما هستیم که درون آن رخنه کردهایم. این وظیفه ماست که زبالههایمان را همراه خودمان بازگردانیم و در سطل زباله مناسب، تأکید میکنم، سطل زباله مناسب، بیندازیم. خیلی اوقات ما به گوشهای از دامان طبیعت پناه میبریم که به عقل جن هم نمیرسد! حتما باید در آنجا هم سطل زباله کاشته باشند؟ واقعا آیا اگر قدم به قدم ساحل و جنگل را سطل زباله قرار بدهند، زیبایی منظرش همچنان باقی خواهد بود؟ آیا همین «ما»ی منتقد، آن موقع ناله و فغان سر نمیدهیم که «بببین طبیعت را برداشتهاند چه بلایی سرش آوردهاند؟ دیگر بکر و طبیعی نیست. دیگر آن زیبایی را ندارد»؟ اما نکته بعدی اینست که شخصا بسیاری از نقاط محیط زیست را دیدهام که مسئولین، به تعداد کافی سطل زباله هم کار گذاشتهاند. اما دقیقا در چند قدمی آنها، زبالههای بسیاری را میبینی که روی زمین ریخته شده است. خیر. واقعا برایمان اهمیتی ندارد چه بلایی سر طبیعت میآوریم. اصلا طبییعت برایمان موضوعیت ندارد. اگر داشت که نبود سطل زباله را بهانه و دستاویز قرار نمیدادیم. طبیعت را از آن خود، و خود را جزئی از طبیعت برمیشمردیم و احساس مسئولیت میکردیم. گیرم که مسئولین به فکر طبیعت نباشند؛ ما خودمان هم نباید به فکر باشیم؟ اصلا مگر طبیعت ارث پدری مسئولین است که به فکرش باشند؟! اگر ما مدام دم از «محیط زیستمان» میزنیم، خب چرا خودمان برایش دل نمیسوزانیم؟
اما بحث بعدی، به همان زبالههایی برمیگردد که شهرداریها در طبیعت رها میکنند. چندین سال است که شهرداریها تلاش دارند طرح تفکیک زباله از مبدأ را اجرا کنند. در رسانهها کلی تبلیغات کرده و آموزش دادند. بروشورهای بسیاری هم منتشر کردند. بیلبوردهای بسیاری هم در خیابانها به این موضوع پرداخت. اما ما بیتوجهی کردیم. اینکه چرا روشهای تبلیغیشان پاسخ نداد، پرسشی است که برای خودشان هم مطرح است. هنوز هم به شدت پیگیر آن هستند. دکتر محمد فاضلی هم چند وقتی است که در حال انجام پژوهشی درباره تفکیک زباله از مبدأ برای شهرداری یکی از مناطق تهران است. آنها دارند کار میکنند؛ ولو دست و پاشکسته. آیا ما هم به همان میزان دست و پاشکسته همکاری میکنیم؟ چقدر به مسئولین نشان میدهیم که زمین پاک، برای ما هم مهم است؟ فقط در حد همین ایمیلها که بیش از نشان حساسیت داشتن ما به موضوع، به بهانهگیری و نق زدن شبیه است؟
بسیاری از دوستان خواننده، در پایان نوشتههایی که نقد اجتماعی روحیات خودمان است، انتظار ارائه راهکار دارند که اتفاقا حرف بدی هم نیست. چه اینکه اگر راهکار ندهم، من هم جزوی از همان نق زنندگان هستم (که هستم)! چند راهکار زیر که به ذهنم رسیده و خودم هم مدتی است انجام میدهم را در اینجا بیان میکنم. مطمئن هستم که چنانچه خوانندگان وبلاگ، این راهکارها را به کار ببندند، بسیار بسیار زودتر و بیشتر از طرح «نخریدن ماهی قرمز» پاسخ خواهیم گرفت.
1- نخست باید از خودمان آغاز کنیم. زباله را جز در سطل زباله، در جایی دیگر نریزیم. باور کنید خیلی از اوقات، ما هم ناخواسته مرتکب این عمل میشویم. پوسته تخمهای که در پیاده رو، ساحل، جنگل، کوه، بیابان و... میخوریم را به سادگی روی زمین میریزیم، یا پوسته آدامس را که تکه کاغذ کوچکی است، یا خیلی از زبالههای دیگر که ممکن است از نظر ما زباله نباشند! البته میدانم که زبالههایی مانند پوسته تخمه، کاغذ و... تجزیهپذیرند؛ اما قبول ندارید دیدن همین زبالههای کوچک تجزیهپذیر نیز، زیبایی زمین پاک را خدشهدار میکند؟
2- حتما در خودروهای خودمان، کیسه مخصوص زباله داشته باشیم. کیسههایی مخصوص به این کار در بسیاری از فروشگاهها قابل تهیه است. شخصا تاکنون تعداد قابل توجهی از این کیسهها را خریداری کرده و به دوستانم دادهام. حدوداً 3هزار تومان. قابل شستشو و همچنین قابل نصب یا آویزان کردن در هر قسمتی از خودرو که بخواهید. دهانه اش جمع میشود و بنابراین زبالهها پیدا نیست؛ ضمن آنکه خروجی برای تخلیه زبالههای درونش، جداگانه است. اگر به این کیسهها دسترسی نداشتید، دستکم میتوانید یک نایلون پلاستیکی در خودرو برای این کار داشته باشید تا زبالهها را درون آن بریزید و در مکانی که توقف کردید، در سطل زباله بیندازید. اینکه ما رانندگان ایرانی توی هر کوچه، خیابان، بلوار و اتوبان زبالههایمان را از شیشه خودرو بیرون میاندازیم، خیلی زشت و ناپسند است.
3- رفتارآموزی (یا همان به اصطلاح، فرهنگسازی) کنیم. به دیگران نشان دهیم که اینها مهم است. باور کنید هیچ از شخصیتمان کم نمیشود اگر توی پیاده رو دولا شده و زبالهای را از روی زمین برداشته، و در سطل زباله بیندازیم. این حرکت به ویژه زمانی اثرگذار خواهد بود که شما زباله کسی که آنرا روی زمین انداخته است را جلوی چشمش و بدون اینکه به او چیزی بگویید، برداشته و درون سطل بیندازید (البته تجربهام نشان داده که گاهی اوقات هم پیش میآید به طرف مقابل، خیلی بر بخورد و به شما متلک انداخته یا توهین کند. برایتان مهم است؟ برای من نیست. یعنی هست؛ اما خودم را میزنم به بیخیالی). بنابراین از تک تک شما خواهش میکنم هر جا زبالهای بر روی زمین دیدید، آنرا برداشته و درون سطل زباله بیندازید؛ حتی اگر سطل زباله در نزدیکیتان نبود، همین که عدهای شما را میبینند که زبالهای را در دست تان گرفتهاید و آنرا روی زمین نمیاندازید، برایشان جالب خواهد بود.
4- به کسانی که زباله روی زمین میاندازند، تذکر بدهید. البته این مورد بسیار حساسی است. خیلی اوقات پیش میآید که طرف مقابل، واکنش منفی و خیلی تندی نشان میدهد. بنابراین بهتر است زوایای کار را بسنجید. مثلا چنانچه عدهای جوان زبالهای را روی زمین بیندازند و شما به آنها تذکر بدهید، احتمال واکنش منفی نشان دادنشان بسیار بیشتر است نسبت به افراد میانسال. همچنین لحن تذکر دادن هم مهم است. اینکه حالت انتقادی داشته باشد، اثر منفی میگذارد. مثلا اینکه بگویید: «آخه چرا آشغالت رو میندازی روی زمین؟»، خیلی بعید است که واکنش منفی نشان ندهد. بهتر است با آنها ابتدا همدردی نشان داد، و به طور غیرمستقیم متوجهشان کرد. مثلا بهتر است بگوییم: «اگه یه سطل زباله اینجا بود، شما هم مجبور نبودین زباله تون رو بندازین روی زمین» و وقتی طرف مقابل پاسخ تان را داد (که معمولا سخن شما را تأیید میکند) میتوانید –بدون روده درازی- دوستانه با وی وارد گفتگو شده و از او بخواهید که «حالا که آنها به فکر نیستند، بهتر است خودمان بیشتر همت کنیم» یا جملاتی از این دست. اگر شما هم تصمیم گرفتهاید که در این راه با ما همکاری کنید، راستش را بخواهید باید دنده تان خیلی پهن باشد. بیشتر مواردی که شخصا تاکنون تذکر دادهام، با واکنش منفی روبرو شدهام. اما کم کم دارد حساب کار دستم میآید. حتی یکبار پشت چراغ قرمز نزدیک بود کتک بخورم. توی خیابان داشتم رانندگی میکردم که از خودرویی که جلویم در حال رفتن بود، چند زباله به بیرون پرت شد. خودم را به خودروشان که رساندم، تذکر دادم: «حیف نیست خیابان به این تمیزی را اینجوری کثیف کنیم؟». مرد جوان که در کنار [انشاءالله!] خانمش نشسته بود، سریع واکنش نشان داد که: «به تو چه؟ شهرداری؟ فضولی؟ چیکارهای؟». با چنان لحن تندی گفت که مطمئن بودم اگر یک کلمه دیگر بهش بگویم، باید شب که رفتم خانه، کیسه یخ بگذارم روی کبودیهای صورت و بدنم. اما به هرحال باید هزینه کرد. اگر میخواهیم این رفتارها در بینمان نهادینه شود، باید هزینهاش را هم بپردازیم. هزینهاش هم بر دوش من و تویی است که دغدغه اینها را داریم.
5- گاهی اوقات هم میتوان رفتارها و حرکات دسته جمعی راه اندخت، و دیگران را نیز به جمع خود دعوت کرد. مثلا برنامه پاکسازی ساحل دریا، جنگل، حاشیه رودخانه، یا حتی پیادهرو و خیابانی را اجرا نمود، و در حین برگزاری این برنامه، از دیگر شهروندان که حرکت گروهی شما باعث جلب توجهشان شده نیز، دعوت به همکاری نمود. مثلا به آنها نیز دستکش و کیسه زباله داد و خواهش کرد که در این حرکت همراهمان باشند. در پایان چنین مراسمی میتوان بروشورها و تصاویری تکان دهنده در زمینه اثرات آلودگی توزیع کرد.
6- تفکیک زباله را کاملا جدی بگیریم. کاغذهای باطله را به هیچوجه زباله محسوب نکنیم. آنها را در سطل مخصوص، یا نهایتا یک نایلون قرار دهیم و وقتی زیاد شد، به خریداران کاغذهای باطله بدهیم. برخی شهرداریها (همچون اصفهان) ایستگاههای مدیریت پسماند دارند که شما میتوانید کاغذ، شیشه، پلاستیک و... خود را به آنها بدهید و در عوض، کیسه زباله، لوازم التحریر، اسباب بازی و... تحویل بگیرید. من توی اتاقم در دانشگاه، کاغذها را توی یک نایلون جداگانه نگهداری میکنم.
* عضو کمیته علمی همایش و مدیر گروه مدیریت جهانگردی و هتلداری دانشگاه مازیار
دکتر علی اکبر فرهنگی نیز در این رابطه گفت: "رشته های مرتبط با گردشگری در ایران موقعیت مناسبی ندارند و چون به مباحثی همچون جغرافیای انسانی، محیط زیست و ... نزدیک می شوند، به سمت گرایش های مختلفی مثل جغرافیا تمایل پیدا کرده اند. در حالی که در این رشته هم نگاه مدیریتی خوبی حاکم نیست." وی اضافه کرد: "رشته مدیریت جهانگردی اگر در شرایط مناسب و با یک برنامه مدون تدریس شود، رشته خوبی است. وگرنه شرایط فعلی آن، مطلوب نیست."
دکتر فرهنگی برای درک بهتر گردشگری پایدار، ضرورت شناخت توسعه پایدار را مطرح کرد و گفت: "ایران به صورت بالقوه در بین 10 کشور برتر جهان به لحاظ گردشگری قرار دارد. اما اگر بالفعل به آن نگاه کنیم، شاید رتبه 90 را هم به خود اختصاص ندهد". وی توجه به مطالعات تطبیقی در گردشگری را بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: " کشور همسایه ما ترکیه می تواند از ظرفیت های گردشگری خود 30 میلیارد دلار درآمد کسب کند. چرا ایران نمی تواند به 20 میلیارد دلار درآمد از صنعت توریسم دست یابد؟"
در این نشست همچنین دکتر رحیم پور با تاکید بر سواحل دریای خزر گفت: "گردشگری در این مناطق با معضل بسیار بزرگی روبرو است. آیا گردشگری که به شمال می رود، در دگرگونی وضعیت اقتصادی این منطقه موثر است؟ واقعیت ها نشان می دهد که گردشگران داخلی همه لوازم و مایحتاج خود را به شمال می برند، در پارک ها و پیاده روها اقامت می کنند و با اتومبیل شخصی خود استفاده می کنند. از حضور گردشگران در شمال کشور فقط تلّی از زباله بر جای می ماند."
وی اضافه کرد: "توسعه گردشگری یعنی مبارزه با مفاسد اجتماعی. توریسم باعث اشتغال زایی می شود و این یعنی مبارزه با مفاسد اجتماعی."
وی از منظر سرمایه گذاری به حوزه توریسم پرداخت و گفت: "سیستم بانکی کشور تمایلی به دادن وام و تسهیلات به حوزه گردشگری ندارد. به عنوان مثال بانک ها از دادن وام به افرادی که در صدد ساخت هتل و اقامتاه هستند، خودداری می کنند. زیرا دیرتر از سایر سرمایه گذاری ها به سوددهی می رسد. بنابراین پروژه ها نیمه کاره باقی می مانند و سایه ای از رکود بر این حوزه گسترده می شود."
وی اضافه کرد:" شهرهای شمال کشور در گردشگری خارجی و دریایی عملا رتبه صفر را به خود اختصاص می دهند. هنوز دریاجه خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان با ویژگی های منحصر به فرد، ثبت جهانی نشده است. در صورت تحقق این امر، فرصت های بسیاری برای سرمایه گذاری فراهم می شود."
در انتهای نشست، مهندس پیمان کاظمی نیز به نظام برنامه ریزی کشور پرداخت و از واژه ی "دولتی" برای آن استفاده کرد. وی گفت: "در نظام برنامه ریزی دولتی، اگرچه هدف تحقق حضور ۲۰ میلیون گردشگر در ایران است، اما برنامه ریزی های انجام شده سنخیت چندانی با این هدف ندارد."
وی گفت: "با گذشت زمان، توجه به گردشگری در برنامه های توسعه کمتر شده و قوانین فعلی از تمرکز کمتری بر مباحث گردشگری برخوردارند."
در این نشست، حاضران بحث مطالعات تطبیقی در این حوزه را بسیار مهم ارزیابی کردند و توجه به معرفی فرصت های سرمایه گذاری از طریق همایش، بازاریابی برای سواحل دریای خزر، جاذبه های فرهنگی این منطقه و ... را حائز اهمیت دانستند.
سومین و چهارمین نشست همایش بین المللی "گردشگری پایدار سواحل دریای خزر، فرصت ها و تهدیدها" با عنوان "فرهنگ، ارتباطات و گردشگری" ۱۵ تیر ماه در دفتر تهران برگزار شد. در این نشست که اعضای کمیته علمی در آن حضور داشتند، دکتر محسن علینی و دکتر محمد فاضلی درباره تاثیر فرهنگ و صنعت توریسم بر هم و مهمترین مسائل موجود در این حوزه، و دکتر حسینعلی افخمی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی پیرامون ارتباطات، رسانه های گروهی و گردشگری سخنانی بیان کردند. همچنین نماینده دفتر مناطق نمونه گردشگری نیز در مورد نگاه مدیریتی موجود در این حوزه به طرح مطالبی پرداخت.
دکتر فاضلی در ابتدا اثرات گردشگری بر آسیب های اجتماعی در جامعه میزبان را بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: "ورود گردشگران به مناطق مختلف، فرهنگ، تاریخ و هویت افراد ساکن در آن منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد و این امر به ضرورت نگاه وسیعتر به آسیب های اجتماعی تاکید می کند." وی همچنین بحث عدالت اجتماعی را مطرح کرد و گفت: "همواره بین منافع گردشگری و عدالت اجتماعی رابطه مستقیم وجود دارد. بعضی از افراد فقط از اثرات منفی حضور گردشگران مثل آلودگی های زباله، آب، خاک و ... بهره می برند و برخی از آنها از منافع دیگر." دکتر فاضلی موضوع توانمندسازی را مورد ارزیابی قرار داد و گفت: "به کمک صنعت گردشگری می توان افراد را به حفظ میراث فرهنگی مثل بناهای تاریخی و یا سلامت محیط زیست تشویق کرد." وی با اشاره به حضور اقوام گوناگون در شمال کشور گفت:"باید برای توانمندسازی گروه هایی با صدای خاموش، در حوزه گردشگری حرکت کنیم و به همه اقوام اجازه بیان قابلیت های فرهنگی، آداب و رسوم، زبان و ... را در مناطق مختلف گردشگری بدهیم."
دکتر فاضلی در ادامه، عدم توسعه متوازن در مناطق شمالی را نگران کننده توصیف کرد و گفت: "اگر شهرها و روستاهای شمال کشور به یک اندازه از توسعه بهره مند نشوند و از نظر توسعه منطقه ای، توازنی در استانهای شمالی شکل نگیرد، باید منتظر عوارضی همچون حاشیه نشینی، فقر اقتصادی و فرهنگی و سایر اثرات مخرب اجتماعی باشیم. وی همچنین به تاثیر صنعت توریسم بر سایر مشاغل همچون کشاورزی و صیادی پرداخت و ضرورت کاهش اثرات اقتصادی منفی در این زمینه را مورد تاکید قرار داد.

در همین رابطه، دکتر محسن علینی، عضو کمیته علمی همایش، به جدایی فرهنگ رسمی و غیررسمی پرداخت و گفت: "به نظر می رسد فرهنگ غیر رسمی بیشتر مورد پذیرش مردم قرار می گیرد و فرهنگ رسمی که از بالا به مردم دیکته می شود، چندان مورد قبول آنها نیست." وی گفت:"وقتی نتوانیم بر اساس نیازهای فرهنگی جامعه نسخه بپیچیم، دوگانگی فرهنگی شکل می گیرد." وی همچنین به این موضوع اشاره کرد که در مازندران، صنعت گردشگری از موضع تفریحی و اکوتوریسم بیشتر پیگیری می شود، در حالی که بحث توریسم فرهنگی امروز بسیار مهم است و تعاملات فرهنگی در این حوزه جایگاه ویژه ای دارد. وی گفت: "در این زمینه ما فاقد ساختار مناسب هستیم و برای انتقال و معرفی میراث فرهنگی خود ساختارسازی نکرده ایم."
وی با بیان این مطلب که یکسان سازی فرهنگی مطلوب نیست، گفت: " به نظر می رسد که نگاه ما به حوزه گردشگری اساسا درست نیست و در حالی که تعاملات فرهنگی باعث احترام به ادیان، اقوام و ... مختلف می شود، ما به تقویت تعاملات فرهنگی با کشورهای دیگر تمایل چندانی نداریم و به صنعت توریسم از جنبه های سرمایه گذاری و اقتصادی توجه بیشتری می کنیم."
امیر هاشمی مقدم، از دیگر اعضای کمیته علمی همایش، در این نشست گفت: "بحث گردشگری دانشجویی بسیار مهم است. در شهری مثل نور که ۲۱ هزار نفر جمعیت دارد، ۱۵ هزار دانشجو حضور دارند که می توان با برنامه ریزی، از ظرفیت و پتانسیل آن ها برای توسعه گردشگری استفاده کرد.
وی ضمن بیان این نکته که شهر نور دارای بهترین مزیت های موجود برای گردشگری مذهبی است گفت:"به نظر می رسد در کشور ما گردشگری پایدار در مقایسه با گردشگری انبوه و فاقد برنامه ریزی با نتایج مخرب، از اهمیت کمتری برخوردار است و برنامه ریزان و مسئولان حوزه توریسم به گردشگری انبوه بهای بیشتری می دهند."
وی ضمن بیان این نکته که تولید صنایع دستی مازندران به فراموشی سپرده شده و بازارهای این استان از کالاهای چینی پر می شود، گفت: "یک جنبه بسیار مهم توجه به گردشگری از منظر فرهنگ و جامعه شناسی، نقش این حوزه در گسترش تحمل و مدارای اجتماعی است. تعامل مناسب فرهنگی بین جامعه میزبان و مهمانان، به ترویج فرهنگ مدارا کمک می کند.
دکتر حسینعلی افخمی نیز در این نشست به بررسی حوزه گردشگری از منظر ارتباطات انسانی و جمعی پرداخت و گفت: " توریست ها می توانند بلندگوهای فرهنگی ما باشند." وی با اشاره به این نکته که رسانه های کشور نتوانسته اند برای این صتعت فرهنگ سازی کنند، گفت: "انتشار اطلاعات، آموزش غیررسمی و تبلیغات داخلی و بین المللی از جمله نفش های مهم رسانه های در حوزه گردشگری است. در حالی که توریسم داخلی در رسانه های ما جایی ندارد و گاه به نظر می رسد رسانه های داخلی با تولید برنامه های خود به افزایش تضادهای فرهنگی جامعه دامن می زنند."
وی همچنین اضافه کرد: "در ایران ۴۰ هزار روستا با فرهنگ هایی گاه کاملا بسته وجود دارد و این امر به همراه تصورات کلیشه ای از ماهیت مراکز گردشگری، کار فرهنگ سازی در این حوزه را با مشکلات متعدد روبرو می کند." دکتر افخمی اضافه کرد: "بخشی از جامعه ما جهان خارج از ایران را ندیده است و تحولات اقتصادی کشور از جمله توزیع یارانه ها به تغییر این وضعیت نه تنها کمک نمی کند، بلکه در خیلی از مناطق گردشگری نگاه ضد توریستی ایجاد می شود." وی ادامه داد: " آنچه که نمود فرهنگی پیدا می کند، ریشه های اجتماعی و اقتصادی دارد و ما برای بهبود صنعت گردشگری نیاز به استفاده از مکانیزم های ضروری و مهم در حوزه های فوق داریم."
دکتر افخمی گفت:" اگر فکر می کنیم که تلویزیون بهترین رسانه برای فرهنگ سازی در صنعت توریسم است، اشتباه می کنیم. رسانه های محلی مناسب ترین رسانه ها در این حوزه محسوب می شوند و با توجه به تکنولوژی های نوین ارتباطی، ساخت سایت های متعدد و پرمحتوا در حوزه گردشگری، بهترین ابزار تبلیغاتی برای هر کشور است.
در این نشست همچنین ملایی، به تغییرات مداوم مدیریتی و وجود نگاههای سلیقه ای به حوزه گردشگری پرداخت و گفت:"نگاه برنامه ریزی ما باید بومی باشد و در نهایت به تقویت فرهنگ بومی در مناطق گردشگری منتهی شود." وی اضافه کرد: "اگر در همایش ها، عرصه های کاربردی بیشتر از عرصه های آکادمیک مورد توجه قرار بگیرد، با نتایج کاربردی و اجرایی می توانیم به بهبود این حوزه کمک کنیم."
دکتر مریم بیژنی*
گردشگری فعالیتی است مفرح که انسان را برای مدتی از محیط های شلوغ و پرهیاهوی زندگی خود دور می کند و به او فرصتی دوباره برای تجدید نیرو، بازسازی روحیه و تمدد اعصاب می دهد تا بار دیگر به روند طبیعی زندگی و حرفه خود بازگردد. کشورهای جهان از نظر پتانسیل های گردشگری جایگاه متفاوتی را به خود اختصاص می دهند و در این میان، ایران از نظر جاذبه های طبیعی در میان پنج کشور نخست جهان ایستاده است و تنوع جلوه های مختلف طبیعت در آن، از آسمان ابری و مناظر سبز و دریای آبی در شمال گرفته تا طبیعت خشک و قهوه ای آن در کویر و صخره ها و تالاب ها و رودخانه ها و جنگل ها در جای جای کشور، این پهنه جغرافیایی را به یکی از نقاط دیدنی جهان تبدیل کرده است. کشوری که از نظر آب و هوایی چهار فصل دارد و از نظر تنوع حیات وحش و گوناگونی گیاهان و درختان بسیار زیبا است.
محیط زیست انسان ها نیز در روند تغییر و دگرگونی سبک زندگی و الگوهای مصرف از شکلی به شکل دیگر درمی آید و با مقتضیات و نیازهای انسان هماهنگ می شود. این تغییر گاه در جهت مثبت، گاه در جهت منفی، گاه در سطح محلی و گاه در سطوح ملی و بین المللی صورت می گیرد. آنگونه که امروزه، کره زمین از پدیده ای به نام گرمایش جهانی رنج می برد و تغییر اقلیم های متفاوت بر اثر آن، تاثیر خود را بر حوزه های مختلف از جمله صنعت گردشگری بر جای گذاشته است.

در حال حاضر از دورانی که طبیعت سکون و آرامش بیشتری داشت فاصله گرفته ایم و در زمانی زندگی می کنیم که پدیده هایی همچون افزایش سطح دریاها، وقوع سیل ناگهانی، آتش سوزی در جنگل ها، بازگشت برخی از بیماری های قدیمی و ... باعث عدم تمایل گردشگران شده و از جسارت آنان برای رفتن و دیدن سرزمین ها و مناطق جدید می کاهد. پس می توان به رابطه گردشگری و محیط زیست سالم و طبیعی باور داشت و هر کدام را متاثر از دیگری دانست.
همچنین نباید از نظر دور داشت که صنعت گردشگری حتی اگر با پدیده های ناگهانی آب و هوایی هم روبرو نباشد، در درازمدت آثاری بر جای می گذارد که ضرورت برنامه ریزی و مدیریت در این حوزه را دوچندان می سازد. آلودگی آب در مناطق ساحلی از طریق ریزش فاضلاب هتل ها، بیمارستان ها و کارخانه ها و ورود پسابها به آن؛ آلودگی هوا در اثر تردد وسائط نقلیه زمینی و هوایی و مصرف انرژی؛ آلودگی صوتی به واسطه تردد وسائط نقلیه و ترافیک و آلودگی های بصری ناشی از ساخت و سازهای پراکنده و نازیبا و بی تناسب با هم، به کار بردن مواد و مصالح بی کیفیت و ... همه از عوارض فقدان برنامه ریزی در صنعت گردشگری است. به طور کلی پیامدهای وارده بر اجزاء محیط زیست در چهار گروه دسته بندی می شوند:
1. پیامدهای وارده بر محیط زیست فیزیکی
2. پیامدهای وارده بر محیط اکولوژیک
3. پیامدهای وارده بر ارزش های مورد استفاده انسان
4. پیامدهای استفاده بر ارزش های کیفیت زندگی
بنابراین می توان نتیجه گرفت که صنعت گردشگری و نتایج حاصل از آن در محیط زیست، نیازمند توجه، تخصص، برنامه ریزی و مدیریت است تا بتوانیم در عین داشتن محیط زیستی سالم و طبیعی، از فواید اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برخورداری از گردشگری پررونق و سودآور نیز بهره ببریم.
امروزه توجه به مقوله هایی همچون اکوتوریسم یا گردشگری طبیعت گرا و تلاش برای جذب اکوتوریست یعنی گردشگری که خود را در قبال حفظ میراث طبیعی و زیستی و ویژگی های فرهنگی و بومی ناحیه ای که به آن سفر کرده مسئول می داند، در همین راستا صورت می گیرد. در اکوتوریسم نگاه به مهمان و میزبان نگاه برنده-برنده است؛ یعنی ایجاد شرایطی که در آن هم گردشگر بتواند از مناظر طبیعی و بکر، تنوع زیستی، حیات وحش، پوشش گیاهی و ... لذت ببرد و هم بومیان ساکن در منطقه از اثرات مثبتی مثل درآمدزایی، اشتغال و ... بهره مند شوند و در عین حال برای حفظ ارزشهای گردشگری منطقه خود مشارکت فعال داشته باشند.
برنامه ریزی برای هدایت صنعت گردشگری به سمت سود آوری و در عین حال غیرمخرب بودن، یکی از اهداف کشورهای در حال توسعه است که اثرات مثبت آن در حوزه اقتصاد از طریق ایجاد و تنوع اشتغال در سطح محلی با توسعه صنایع محلی از طریق احداث هتل ها، راه ها، سیستم های حمل و نقل و صنایع دستی، جذب ارز خارجی و رشد اقتصاد محلی و منطقه ای، ایجاد تقاضا برای تولیدات کشاورزی و ... ، در حوزه فرهنگ از طریق آشنایی با فرهنگ های مختلف و انتقال خرده فرهنگ ها و در حوزه محیط زیست با افزایش کیفیت شرایط زیستی و تلاش برای حفظ مناطق سالم طبیعی و ... مشاهده می شود.
در این میان، شناخت عمده ترین چالش های اکوتوریسم در ایران و برنامه ریزی برای رفع موانع موجود در حوزه محیط زیست و تاثیر آن بر گردشگری، ضرورتی دوچندان می یابد. به نظر می رسد چالش های پیش رو را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:
1. کمبود امنیت در مناطق گردشگری از جمله مناطق کویری و بیابانی و سواحل؛ مانند فقدان علائم راهنمایی کننده و یا هشدار دهنده در مناطق بکر و دست نخورده.
2. کمبود خدمات زیربنایی به ویژه در جاده ها و مسیرها
3. عدم امکانات زیربنایی مثل فرودگاهها
4. عدم شناخت جاذبه های گردشگری و در عین حال بی توجهی به امر تبلیغات برای شناسایی جاذبه های طبیعی و تاریخی در داخل کشور از یک سو و در عرصه بین المللی از سوی دیگر.
5. عدم استفاده از متخصصان حوزه گردشگری و فعالان محیط زیست در صنعت گردشگری
6. عدم توجه لازم به رشته های درسی مرتبط با صنعت گردشگری و محیط زیست
7. بروز مشکلات و شکاف های فرهنگی بین جامعه میزبان و مهمانان
8. نگاه دولتی و تمرکزگرایی به امر برنامه ریزی و مدیریت صنعت گردشگری
9. بی توجهی به خدمات رفاهی مورد نیاز گردشگران در طول مسیرهای تردد و در مناطق گردشگری
10. نگرانی از تاثیرات سوء فرهنگی ناشی از حضور گردشگران خارجی
و در نهایت، اگر امروزه از صنعت گردشگری به عنوان یکی از صنایع سودآور سخن گفته می شود و کشورهایی همچون ترکیه و یا امارات متحده عربی از نتایج مثبت حاصل از توجه به این صنعت بیش از پیش بهره می برند، لازم است برای کشوری مانند ایران که امکانات بالقوه بسیار زیادی در حوزه گردشگری دارد، عزمی راسخ برای مدیریت و برنامه ریزی در عرصه های مرتبط با این صنعت به ویژه محیط زیست ایجاد شود تا امکان استفاده از ظرفیت های موجود با حداکثر کارایی فراهم شود.
* دبیر کمیته علمی همایش گردشگری پایدار سواحل دریای خزر
دومین نشست تخصصی همایش بین المللی گردشگری پایدار سواحل دریای خزر؛ فرصت ها و تهدید ها با حضور میهمانان و اعضای کمیته علمی در تاریخ 6 تیر ماه در تهران برگزار شد.
در این نشست، دکتر اسماعیل کهرم، فعال محیط زیست و مدرس دانشگاه، به تشریح وضعیت زیست محیطی مناطق گردشگری پرداخت و با استناد به آمار و ارقام موجود از سوی برخی از سازمان ها و نهادهای بین المللی، نسبت به ادامه روند فعلی و تخریب جدی منابع طبیعی هشدار داد. وی گفت: "تالاب بین المللی انزلی به واسطه فعالیت های ورزشی گردشگران از جمله استفاده از قایق های گردشگری در حال اضمحلال است و سواحل دریای مازندران به دلیل ساخت و سازهای غیر اصولی و بی رویه ، فعالیت های فیزیکی گردشگران، تولید انبوه زباله و آلودگی تاسیسات مورد نیاز توریست ها مثل هتل، پلاژ و ... در معرض نابودی است."

دکتر کهرم گفت: " مردم برای رهایی از آلودگی هوا به شمال کشور پناه می برند در حالی که آلودگی خاک و آب در منطقه شمال بسیار شدیدتر از تهران است." وی در پاسخ به گفته ی محمدرضا حق جو، از اعضای کمیته علمی همایش، مبتنی بر این که بیشترین میزان سم د.د.ت در استان مازندران مصرف می شود، گفت: "بر اساس گزارش های موجود، به دلیل ورود زباله ها و پساب بسیاری از تاسیسات، دو رودخانه زرجوب و جواهررود که از شهر رشت می گذرند و به تالاب انزلی می ریزند، جزو آلوده ترین رودخانه های جهان محسوب می شوند." دکتر کهرم آلودگی آب در مناطق شمالی کشور را بحرانی دانست و گفت: "فاضلاب 70 درصد بیمارستانهای استان مازندران مستقیما به دریا ریخته می شود."
وی همچنین به موضوع گرمایش جهانی و تاثیر آن بر صنعت گردشگری کشور پرداخت و گفت: "در قرن گذشته، دمای کره زمین 6 درجه گرمتر شده است و بر اساس مطالعات انجام شده از سوی محققان فرانسوی، بخش زیرین کوههای یخی در حال آب شدن است." وی با تاکید بر این نکته که برخی از مناطق کره زمین بیشتر از سایر مناطق از افزایش دما لطمه می بینند، گفت: "در ظرف 30 سال، از عرض رودخانه گنگ در هندوستان 100 متر کاسته شده است و تا 40 سال آینده، در فصل تابستان در قطب جنوب یخبندان نخواهیم داشت." وی با توجه به این نکته که تغییرات اقلیمی در مناطق ساحلی بسیار مهم است، اضافه کرد: "گرمایش جهانی اثرات متفاوتی به جای می گذارد. افزایش سطح دریاها، افزایش حجم رودخانه ها به علت آب شدن برف ها در ابتدا و پس از آن کاهش حجم آب، وقوع سیل های ناگهانی، آتش سوزی جنگل هاو ...، در نهایت به غیر از تغییرات اقلیمی در کاهش تمایل گردشگران بسیار موثر است و این امر، بحران دیگری برای صنعت توریسم ایجاد می کند."
دکتر کهرم، اکوتون را از مباحث بسیار مهم حوزه محیط زیست اعلام کرد و با تعریف آن به صورت برخورد دو اکوسیستم مانند دریا و جنگل که طی آن حاشیه ای پربار و مهم ایجاد می شود، از ضرورت شناسایی انواع آلودگی های زیست محیطی برای حفظ اکوتون سخن گفت. وی با اشاره به نابودی سواحل دریای خزر به واسطه وجود نفت در منطقه گفت: "برخی از مسئولان از ایجاد عسلویه ی دیگری در مازندران سخن می گویند. در حالی که تحقق چنین برنامه ای باعث نابودی این استان می شود."

در این نشست همچنین دکتر محمود ضیایی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در تایید مطالبی که توسط دکتر محمد فاضلی، از اعضای کمیته علمی همایش، در مرود ساخت و ساز غیراصولی در سواحل دریای خزر مطرح شد، گفت: "حاشیه دریای خزر، منطقه بسیار مهمی است که هر ساخت و سازی به آن لطمه می زند. حفظ اکوتون منطقه یعنی حدفاصل بین دریا و جنگل از طریق ایجاد محدودیت برای ساخت و سازها و سایر اثرات تخریبی حضور گردشگران، مانند تولید و پخش زباله بسیار ضروری است." وی گفت:نوار ساحلی از مناطق بسیار حساس محسوب می شود و به عنوان محور توسعه پایدار در سواحل دریای خزر مطرح است."
دکتر ضیایی با مقایسه ی سواحل ایران و کشورهای غربی گفت: "به دلیل ساخت و ساز سواحل اروپا و امریکا هم تخریب شده. به همین دلیل در حال حاضر با جدیت برنامه هایی برای کاهش روند تخریب در دست اجرا است. یکی از مهمترین نتایج برگزاری همایش در حوزه محیط زیست و گردشگری ، جریان سازی در این مورد است که باید به آن توجه جدی داشت. ارائه ی تصویری واقعی از صنعت توریسم ایران و آسیب شناسی وضعیت موجود، مستلزم توجه به تعامل دو حوزه محیط زیست و گردشگری است."
وی اضافه کرد: "منطقه البرز شمالی مسائل مشترکی دارد و در عین حال سه استان گیلان، مازندران و گلستان به لحاظ مباحث مرتبط با حوزه محیط زیست، مشکلات خاص خود را دارند. اهمیت جلوگیری از روند تخریب کننده فعلی که محیط زیست مناطق گردشگری از جمله سواحل دریای خزر را به شدت آسیب پذیر کرده است، ضروری است."
دکتر کهرم نیز در این رابطه گفت: "مردم عادی، کودکان و مسئولان برای حفظ محیط زیست، کاهش تخریب آن و بهبود تعامل این حوزه با صنعت توریسم باید مورد خطاب قرار گیرند و با اطلاع رسانی در این مورد، کار بسیار مهم فرهنگ سازی جهت حفظ محیط زیست و در عین حال برخورداری از صنعتی پویا، کارآمد و فعال به نام گردشگری آغاز شود."
دکتر محسن علینی*
نوار پهناور ساحلی شمال با داشته ها و مزیت های نسبی فراوانی چون ساحل نیلگون، جنگلها و مزارع سرسبز، معادن غنی زیرزمینی از جمله نفت، استعداد بالقوه جهانگردی و از همه مهمتر با داشتن پیشینه غنی فرهنگی و نیروی انسانی متخصص و مستعد چهره متمایز و منحصربفردی در مقایسه با مناطق دیگر کشور دارد.
اما با تمامی این داشته ها، اساسی ترین مشکل نوار ساحلی عدم وجود تناسب بطن ساختارهای موجود و ویژگی ماهوی آن در تمامی عرصه های موثر بر حیات اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی و زیست محیطی است. نتیجه طبیعی چالش فوق، وجود و اثرگذاری متقابل نیروها و مسائل درونی و بیرونی بر پیکره نوار ساحلی است.
سواحل خزر متناسب با ماهیتش در برخورد با نیروها و روندها، واکنشهایی را مختص خود بروز می دهد. بنابراین در پاسخ به رفتارهای ایجاد شده باید در یک چارچوب مشخص و منطقی رویکردهای ویژه ای اعمال شود. در این قالب ساختارهای موجود با پیروی از استراتژی ها تغییر می یابند.

در یک روند منطقی تصمیم گیری استراتژیک، راهبردها با شناختی دقیق از محیط متبلور شده و پس از آن متناسب با راهبرد موجود، ساختار سازمانی ویژه ای طراحی خواهد شد.
تنها در این شرایط است که ساختارها توانایی انجام موثر و مفید ماموریت های خود را خواهند داشت.
بنابراین سواحل دریای خزر با توجه به ماهیت ذاتی، رویکردها، استراتژی ها و ساختارهای ویژه خود را می طلبد. در این ساختارها که از سه سطح مهم تصمیم سازی، تصمیم گیری و مدیریت اجرایی تشکیل می شوند، کارآمدی و کارایی هر کدام در تعامل منطقی با هم منجر به پیامدهای مطلوبی خواهد شد.
طبیعی است که هر گونه کوتاهی و نقص در هر یک از سطوح اشاره شده، عملکرد نهایی ساختار را تحت تاثیر پیامدهای بازدارنده خود قرار خواهد داد.
سواحل دریای خزر در حال حاضر آیینه تمام نمای ناهماهنگی بین ساختارهای موجود است، این در حالی است که این منطقه پهناور به عنوان یکی از غنی ترین مناطق به لحاظ داشتن نیروی انسانی متخصص، جاذبه های گردشگری، جنگلهای سرسبز، زمین های کشاورزی مستعد و منابع عظیم دریایی و زیرزمینی در عرصه ملی شناخته شده است.
این اتفاق در نتیجه ساز و کار و تعاملی نامناسب بین سطوح تصمیم ساز، عوامل تصمیم گیر و مدیران اجرایی به وجود آمده است.
آسیب شناسی این ساختارها نشان می دهد که برخورد با مسائل مهم نیازمند داشتن دیدگاهی استراتژیک است. این نوع تفکر نشان می دهد که ریشه های بسیاری از مشکلات و بحران ها، نبود فلسفه ای متناسب و منطقی در مواجهه بر روندها و نیروهای موثر و کارآمد بر آینده توسعه سواحل نیلگون خزر می باشد.
این وضعیت نیز در نتیجه ضعف و نبود ارتباط منطقی و تنگاتنگ مابین سطوح تصمیم سازی و دو سطوح اشاره شده به وجود آمده است.
دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان، میان پنج کشور ایران، روسیه، قزاقستان، ارمنستان و آذربایجان واقع شده است، لذا از این جهت دارای ارزش ژئوپولتیک قابل توجهی است. بنادر متعددی که در سواحل این دریا در کشورهای مربوط تاسیس شده اند، در ساعات مختلف شبانه روز اقدام به جابجایی مسافران و کالاهای ترانزیتی می کنند. از سوی دیگر، تنوع آب و هوایی سواحل این دریا، طبیعتی متنوع آفریده که شگفتی و تحسین بینندگان را برمی انگیزاند. برای نمونه، متراکم ترین پوشش گیاهی و جنگلی و بالطبع، سرسبزترین دشتها و کوههای کشور ایران که سواحل جنوبی این دریا را به طور کامل در اختیار دارد، در کنار این دریا واقع شده است. همین عامل می تواند گردشگران بسیاری را در طول ایام مختلف سال، از نقاط مختلف این کشور ، که بخش عمده ای از خاک آن را بیابانها و کوههای برهنه از پوشش گیاهی تشکیل داده است، و کشورهای دیگر جهان به سوی این سواحل رهسپار کرده و روزهای خاطره انگیزی را در آن جا سپری کنند. این پتانسیل اگر چه نقطه قوتی است برای سواحل این دریا، اما پیامدهای ناگواری نیز برای آن به ارمغان می آورد. پیامدهایی همچون: آلودگی سواحل و محیط زیست، کمرنگ شدن و در بسیاری مواقع، از بین رفتن شیوه های زیست بومی (در زمینه هایی همچون: اقتصاد کشاورزی و دامداری، آداب ، سنن، پوشاک، زبان و در یک کلام: فرهنگ بومی؛ تخلیه روستاهای منطقه و گسترش حاشیه نشینی در شهر های گردشگرپذیر) می شود.
به دیگر سخن، رشد گردشگری در سواحل دریای خزر باعث رشد اقتصادی، صنعت گردشگری، هتلداری، راه ها، جاده ها و ... از طریق جلب سرمایه گذار و رونق بخش خصوصی می شود، اما در عین حال نباید از عوارض و آلودگیهای زیست محیطی و آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن غافل شد. درباره این آسیب ها تاکنون مقالات و سخنرانی های جسته و گریخته ای صورت گرفته است که اگرچه در همان حد هم جای خرسندی است، اما به هیچ وجه پاسخگوی حجم فرصتها و چالشهای گردشگری در این منطقه نیست.
(توجه: به دلیل نزدیکی کوه و دریا در مناطق شمالی نمی توان ساحل را بدون جنگل، مزرعه و زمین کشاورزی در نظر گرفت.)
گردشگری به عنوان صنعتی که به هر کجا پای می گذارد، پیامدهای مثبت و منفی بسیاری را به همراه می برد، نیازمند پژوهش ، مطالعه و برنامه ریزی های کارشناسانه است. در برنامه پنجم توسعه نیز به این نکته اشاره شده که در همه طرح های توسعه باید ارزیابی تاثیرات صورت گیرد. شاید امروزه کمتر صنعت و پدیده ای را می توان یافت که به اندازه گردشگری تاثیرات گسترده به دنبال داشته باشد. برخی مناطق گردشگرپذیر به نسبت برخی مناطق دیگر، در این زمینه آسیب پذیرتر هستند. مناطق شمالی کشور گه در جوار نوار ساحلی دریای خزر قرار دارند، در این زمینه نمونه ای گویا است. در کنار رشد سریع گردشگری در سواحل شمالی ایران، که در پی گسترش راهها، امکان تهیه و خرید خودروهای شخصی به وسیله بسیاری از شهروندان ایرانی، کم شدن ساعات کار و در نتیجه بیشتر شدن اوقات فراغت، و ...) هنوز هیچ برنامه جامع و چشم انداز منسجمی درباره آینده وضعیت گردشگری در این منطقه تنظیم و ترسیم نشده است. معدود کارهای صورت گرفته در این زمینه، کمتر کاربرد عملی داشته اند. بی تردید برای جلوگیری از شدت گرفتن آسیبهای حاصل از این بی برنامگی، هر چه سریعتر باید اقدامات مقتضی را عملی کرد.
از سوی دیگر سرمایه گذاران بسیاری مشتاق تاسیس مجموعه های گردشگری می باشند که ارائه حساسیتها و نقطه نظرها و دیدگاه های افراد متخصص در ارتباط با موضوع و محورهای همایش می تواند ذهن آن ها را به سرمایه گذاری مطمئن و غلمی سوق دهد. لذا می توان با برگزاری همایشی با حضور متخصصان و پژوهشگران صاحب نظر داخلی و خارجی از حوزه های مختلف، کارایی ها و آسیب های وارد شده در اثر نفوذ و گسترش پدیده گردشگری در سواحل دریای خزر را بررسی کرده و ضمن شناساندن راههای صحیح استفاده از پتانسل های گردشگری منطقه، راههای پیشگیری از افزایش آسیبها و در عین حال بالا بردن توانمندیهای این پدیده در راستای ارتقاء سطح زندگی و حفظ محیط زیست را بررسی نمود.
*عضو کمیته علمی همایش گردشگری پایدار سواحل دریای خزر
اولین نشست تخصصی کمیته علمی همایش بین المللی توسعه گردشگری پایدار سواحل دریای خزر با عنوان "اقتصاد و گردشگری" با حضور دکتر فرشاد مؤمنی، دکتر ابراهیم رزاقی و اعضای کمیته علمی 29 خرداد ماه برگزار شد.
در این نشست، شرکت کنندگان به بررسی مهمترین مسائل اقتصادی موجود در حوزه گردشگری پرداختند. دکتر ابراهیم رزاقی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با تاکید بر لزوم شناخت گردشگری با ویژگی های فرهنگ ایرانی، گفت: "به نظر می رسد برای صنعت توریسم ایران باید از الگوهای فرهنگی متناسب با کشور استفاده و با توجه و دقت موضع مناسبی در برابر الگوهای فرهنگی وارداتی و غربی اتخاذ کرد."

وی ضمن تاکید بر این نکته که گردشگری نیاز به بودجه خاص و مشخص و برنامه ریزی صریح و شفاف دارد، گفت: "ورود گردشگران خارجی امکان شناسایی صنایع دستی و تولیدات فرهنگی ایرانی را برای ما به عنوان کشور میزبان فراهم می کند و این فرصت خوبی است تا از آن برای تاثیرگذاری بیشتر در همه زمینه ها به ویژه در حوزه ی فرهنگی استفاده کنیم. در واقع با برنامه ریزی می توانیم بیشتر از آنکه در صنعت توریسم تحت تاثیر الگوهای فرهنگی غربی قرار بگیریم، زمینه پذیرش فرهنگ خود را فراهم کنیم."
وی ضمن بیان این نکته که گردشگری از نشانه های دموکراتیک شدن فرهنگ است، گفت: "امکانات گردشگری باید در اختیار همه مردم قرار بگیرد و توده ها بتوانند با هزینه کم از مظاهر تاریخی و فرهنگی صنعت توریسم استفاده کنند."
دکتر رزاقی به نقش قوی رسانه ها در شناسایی ظرفیت های گردشگری کشور اشاره کرد و گفت: "جایگاه صنعت توریسم و تاثیر آن بر حوزه های اقتصادی به گونه ای است که امروزه غرب از همه امکانات رسانه ای خود مانند فیلم های سینمایی، برنامه های تلویزیونی ، تبلیغات بین المللی و ... برای توصیف ظرفیت های گردشگری خود استفاده می کند. در حالی که به رغم تاثیر صنعت توریسم بر حوزه های اقتصادی در ایران به این موضوع بهای چندانی داده نمی شود."
وی با تاکید بر حرکت به سمت گردشگری بومی گفت: "حضور گردشگران خارجی علاوه بر تاثیراتی که در حوزه های اقتصادی بر جای می گذارد، می تواند به از هم گسیختگی اجتماعی منجر شود. به همین دلیل متولیان و دست اندرکاران این حوزه باید با برنامه ریزی و هدفمندی حرکت کنند تا علاوه بر استفاده از مزیت های اقتصادی گردشگری مانند ارزآوری، اشتغال زایی، درآمد پایدار و ...، الگوهای فرهنگی ما رعایت شود و گردشگران به ویژه افرادی که از کشورهای همسایه به ایران سفر می کنند و بالقوه آمادگی پذیرش فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی را دارند، به الگوهای فرهنگی ما احترام بیشتری بگذارند و برای درک و شناخت آن توجه و تمایل بیشتری نشان دهند."
دکتر رزاقی در پاسخ به گفته های یکی از اعضای کمیته علمی که به امنیت سرمایه گذاری در کشور به عنوان یکی از مسائل مهم اقتصادی صنعت گردشگری اشاره کرد، گفت: "به نظر من وقتی شناخت کافی از صنعت گردشگری داشته باشیم و با توجه به ضرورت های آن، برنامه ریزی و قانونگذاری کنیم، سرمایه گذار داخلی حتی با سرمایه اندک هم وارد می شود و در این حوزه سرمایه گذاری می کند."
وی ادامه داد: "نکته مهم، درک و شناخت ما از ریشه های گردشگری و برنامه ریزی متناسب با اولویت ها و ضرورت های آن است. برای ارتقاء صنعت توریسم و برخورداری ار نتایج بهتر اقتصادی از این صنعت، توجه ما باید به برنامه های بومی و ملی باشد، نه اینکه فقط به توصیه های صندوق بین المللی پول متکی باشیم."
دکتر رزاقی در انتها تاکید کرد: "توریسم فرهنگی ترین بخش اقتصاد است و در دنیای امروز موجب شکوفایی اقتصادی بسیاری از کشورها از جمله ترکیه و امارات متحده عربی شده است."

در این نشست همچنین دکتر فرشاد مؤمنی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: "همایش هایی از این دست که با محوریت گردشگری برگزار می شوند، می توانند سه سطح محلی، ملی و بین المللی را در نظر بگیرند و جنبه های اقتصادی صنعت توریسم و تاثیر آن بر حوزه های اقتصادی را از یک سو و مسائل و مشکلات اقتصادی این حوزه را از سوی دیگر با حضور صاحبنظران و متفکران دانشگاهی، با هدف شناخت و یا آسیب شناسی، مورد بررسی قرار دهند."
وی تاکید کرد:"آن چه که از نظر اقتصادی در صنعت توریسم جهانی شاهد هستیم، نشان دهنده ی نقش بسیار مؤثر این حوزه در اقتصاد کشورها است. به طوری که کشوری مانند ترکیه 30 میلیارد دلار در این صنعت سرمایه گذاری می کند و انتظار بازگشت 500 درصد سود ناشی از این سرمایه گذاری را دارد."
وی با تاکید بر ویژگی های ایران تاکید کرد: "یکی از اهداف مهم چنین همایشی می تواند طراحی الگوی گردشگری با ملاحظات مذهبی باشد."
شایان ذکر است در انتهای این نشست، توسط مهمانان و اعضای کمیته علمیف جمع بندی از مباحث اقتصادی مطرح شده صورت گرفت.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|